زن و زندگی

 
........
   

   

اظهار خواهر نو مسلم سويس

ترجمه : مريم ((عاطف))

خواهر مسلمان سويس راجع به زندګى و مسلمان شدن خويش چنين اظهار نموده است.

اسمى که پدر و مادرم برايم گذاشته بود (Klausrenz Anne) کلازرينز اينى بوده وقتيکه به دين مبين اسلام مشرف شدم به مشوره خواهران مسلمان بى بى حاجى مسمى گرديدم.

او ميگويد: درخانواده مذهبى عيسويت چشم به دين کشوده از طفوليت تا ايام جوانى مصروف عبادات ) به طريق عيسويت بودم ، ولى بعد از ايام جوانى از طريق وشيوۀ عبادات خويش نه مطمئن بودم ونه از دين عيسويت لذت ميبردم درشيوه هاى اعتقادى من تصوراتى خطورميکرد که احساس ناآرامى ميکردم وچنان احساس ميکردم که يک قوه است (جاذب ) و کاملاً روشن که مرا به طرف حقانيت و اطمينان مى کشاند وراه گمشده را رهنمائى ميکند و به طرف هدف پنهانى من را متوجه وراغب مى سازد.

همين اساس جهت بدست آوردن اطمينان قلبى ومعلوم نمودن حقايق دين حقيقى که ضامن فلاح ،رستگارى ، دارين درآن نهفته مى باشد به گوشه،گوشه دين سفرکردم.

واکثر اديان را که شامل يهوديت ، بدائى ، و هنديت مى باشد مطالعه نمودم بلاخره نه نتها قلبم مطمئن نشد و اعصابم آرام نشد بلکه به تشويشم افزود تصميم گرفتم تادين مبين اسلام را مطالعه نمايم.وقتيکه اسلام راازنزديک مطالعه نمودم تذبذب وپريشانى ام ختم شده رفت وسايه رحمت خداوند(ج)آن روز نيز فرا رسيد که دوران جهاله زندگى ام به پايان رسيد گرويده دين مبين اسلام شدم.دراسلام براى من اطمينان حاصل شد که هدف زندگى ام برآورده شد وتلاش من نيز ثمرۀ بيش بهارا کمائى نمود.

ازشروع مطالعه اسلام هفته چند نگذشته بود که روشنى ونور اسلام در قلبم جاى گرفت و براى اولين مرتبه تجربه يى عبادت مسلمانان را ازنزديک ديدم، اين درحالى بود که من در هندوستان روى دروازه مسجد ايستاد بودم نماز گزاران داخل مسجد مى شدند من نيز خود را در چادر بزرگ پيچانده داخل مسجد شدم چندتن مسلمين انتظار جماعت را داشته وچندتن ديگر نماز ميخواند، من نيز قريب يکتن نماز گذار ايستاده وطلب هدايت راميکردم ارکانيرا که ادا ميکردند به همان ترتيب من نيز ادا ميکردم در حالت سجده شخص نماز گزار سرفه نمود من فکر کردم که اين نيز از عمل عمده نماز است من نيز سرفه کردم بعد از فراغت جماعت ايستاده شد من هم درعقب همه ايستاده شدم امام بعد از سوره  فاتحه وقتى قرائت را آغازکرد مبين ازيک آيۀ  تلاوت نکرده بود که يک حالت عجيب براى من هويدا شد همۀ جسدام به لرزه آمدوبى اختياراشک از چشمان من جارى شد همين جابود که احساس راه يافت نمودن راهى داشتم (عيسويت) بيجا گذاشتم و در دامن دين مبين اسلام پناه گرفتم .

ارکان اسلام وطريق عبادات را آموختم به فضل و رحمت بارى تعالى دومرتبه سعادت حج وچهار مرتبه عمره رانصيب شدم.

باراول عازم سعادت اداى مناسک حج بودم که  تقريباً ٤٠ تن مسلمانان سويس رانيز باخود به سرزمين حرمين  تشويق به سفر نمودم وقتيکه به جده رسيدم پوليس سعودى به يک شخص اجازه خروج نميدهد گمان ميکردند که شخصى مذکور مسلمان نيست ولى شخصى مذکور به تاًکيد واضح ميکند که  به دين مبين اسلام مشرف شده و به خاطر سعادت حج آمده است پوليس از اجازه ابا مى ورزد من که توجه کردم  ايشان را شناختم که شخص مذکور خوانندۀ مشهور قبلى غرب (کيټ سټيونز) و جوده يوسف الاسلام است به پوليس سعودى عرض نمودم شخصى راکه شماغير مسلم و آواز خوان غربى  فکر ميکنيد به دين مبين اسلام مشرف شده  وهمه امتيازات غربى از قبيل شهرت ،دولت، عياشى رايکسرپشت سر گذاشته مشرف به دين اسلام شده است  شما به چهرۀ ظاهر اين شخص فريب نخوريد زيرا شما احساسات درونى او را حس کرده نميتوانيد پوليس به اداره داخل شد دوباره برگشت اجازه خروج ازميدان هوائى جده را برايش دادن به يوسف اسلام گفتم به گروپ  حجاج مايکجا شود ولى  او نه پزيرفت افزود که خود آنهايک گروپ مستقل هستند.

ولى مشکلى که به زندگى من رخ داداين بود که اسلام براى ما اجازه نميدهد تا باشوهر عيسوى خويش زندگى مشترکه باعهد و پيمان (زناشويى) سپرى نمايم.

گرچه شوهرم شخص امين و وفادار بوده  وراضى بوده که براى رضايت من اسلام را قبول کند ولى من که از ارزش والاى اسلام برايش صحبت نمودم به دل وجان ازقبول ووبجا آوردن احکام دين آلهى عاجزى نشان مى داد من برايش واضح نمودم درصورتيکه اسلام رابه شکل واقعى اش نمى پزيريددرين صورت براى من طلاق بدهيد زيراسلام براى من اجازه نميدهد که باشوهر عيسوى ام زندگى کنم.

مسئله طلاق به قضائى سويزرليندراجع شد راجع به فيصله قاضى حيران بوده که فيصله را به کدام اساس و قانون ابراز نمايد زيراکه شوهر وخانم هر دوازهم شکايت ندارند و نه يکى به ديگر کدام تهمت  خلاف ورزى  بارمياورند مسله طلاق چنان مشهور شد که دوشهر سويس در هر اداره ومجلس روى آن بحث صورت ميگرفت  در تاريخ سويزرليند باراول بوده که به بنياد عقيده فيصله طلاق واقع شد.

حاجى بىبى ميگويد: درتلاش حقيقت واطمينان قلب در راه مبارزه به رسيدن هدف اصلى وبنيادى به براعظم امريکا جنوبى،افريقا، اسيا، وخلاصه اينکه به اکثر ممالک دنيا سفر نمودم.

حاجى بى بى فعلاً  در منزل خويش واقع شهر (زيورج) سکونت دارد ويک تعداد باشندگان سويس ومسلمانان غرض آموختن احکام دين وارکان اسلام به ايشان مراجعه مى نمايند.

بى بى حاجى ميگويد،يگانه مقصد من ومقصد زندگى من دعوت اسلامى ورسانيدن حقانيت دين مبين اسلام به گوشه گوشه سويس،اروپا و جهان است که اسلام يگانه دين امن وسلامتى است نه تنها پيروان خويش را دربغل امن  وسلامتى محفوظ ميکند بلکه پيروان همه اديان رادر سايه اسلام زندگى ارام وامتيازات راضامن ميباشد.

دينيکه بنياداش  استوار په اشتى وسلامتى باشد از انصاف خيلى دوراست که ارتباط چنين دين را به تروريزم جلوه بدهند هرجامعه  وافراديکه چنين جرم را مرتکب مى شونداصلاً از جنايت باطنى آنها نماينده گى ميکند.

بى بى حاجى به پاکستان چندين بار سفر نموده به آموزش احکام دين سعى منجرچ داده و به افغانستان نيز سفر نموده ودرجهاد برحق مردم افغانستان برخلاف استکبار شرکت نموده است .

   ...............................                               

                خصوصيات زن مسلمان در روشنى سورة الاحزاب

                                                         خطاب

قرآن مجيد کتاب هدايت است، وعمل برآن فلاح دنياوى واخروى حاصل ميشود، ببينيم که قرآن کريم درباره خصوصيات زن مسلمان چه مى گويد:

آيات ( ٣١ الى ٣٥ ) سورة الاحزاب براى يک زن مسلمان صفات ذيل رابيان ميکند:

١_ صاحب اسلام و ايمان باشد: اسلام و ايمان تعريف يک دين کامل است و ايمان باطن آنست واسلام ظاهر آنست و اين هردو در يک وقت مطلوب است.

٢_ فرمانبردار باشد: الله تعالى ورسول وى راطورى فرمانبردارى کند که با اطمينان واخلاص ورضاء مندى باشد.

٣_ راست گفتار باشد: در قول، فعل واراده زن بايد صداقت باشد.

٤_ صبرکننده باشد. درمقابل هر قسم مشکلات صبر کند واز الله تعالى راضى باشد.

٥_ از الله تعالى بترسد: نمونه عجز و تواضع باشد ودر هر حال از الله تعالى خوف داشته باشد و اين صفت جلال وعظمت الله تعالى در دلش پيدا ميکند.

٦_ خيرات دهنده وصدقه کننده باشد: و اين صفت درجه به درجه ايمان وى رابلندميبرد.

٧_ روزه دار : بنياد تمام اعمال انسان صبر است وروزه ذريعه خوب پيدا شدن صبر است.

٨_ با حيا وبا عفت باشد: زن با حيا وبا عفت از اذيت جاهلان در امان مى باشد.

٩_ ذکر کننده الله باشد: محافظت تمام دين در ياد الله تعالى است ونماز نام دوم ذکر است وبر علاوه اين اهتمام اذکار مسنونه شود بسيار خوب است.

١٠_ درمقابل حکم الله ورسول سر خود رابايد که خم کند: به هيج مومن ومومنه لازم نيست که بعد از فيصله الله ورسول فيصله خود را مقدم بشمارد ويادر فيصله الله ورسول اظهار خفگى کند.

١١_ باتقوا باشد: مرد باشد ويا زن، مقبول بودن وى در نزد الله بر بناى تقوا است. وتقوا سبب سر فرازى است در دنيا و آخرت.

١٢_ به نرمى سخن نگويد: به زن لازم است که همراه نامحرم به نرمى صحبت نکند بلکه به لهجه سخت سخن بگويد تاکه دردل نامحرم کدام گدودى اگر پيدا شده باشد دور شود.

١٣_ خانه نشين باشد وزينت خود رانشان ندهد: زن بايد که زيب وزينت خود را نمايش ندهد، کفار ميخواهند که دردل زن مسلمان شوق نمايش زيب وزينت راپيدا کند. و براى زن مسلمان جايز نيست که بدون ضرورت از خانه برآيد اگربناپر کدام ضرورت از خانه برآيد بايد که در پرده باشد به همين خاطر الله تعالى در قرآن کريم ازواج مطهرات راخطاب ميکند که درخانه هاى تان قرار بگيريد ومثل زمانه جاهليت در بازار نمايان نشويد و اين حکم عام است ديگر زن هاى مسلمان رانيز شامل مى باشد، و اگر در جاى کار ميکند بايد که همراه نامحرم در تماس نباشد.

١٤_ ياد کننده کتاب و سنت باشد: چونکه در اطراف ما اکثراً مادران وخواهران بى سواد اند واز دين آگاهى کاملى ندار ند بناء بالاى بچه هايشان واقارب شان فرض است که آنها را از دين اگاه بسازند و مادران و خواهران که از دين آگاهى دارند بايد که ديگر خواهران راخبر بسازند تاکه سبب کاميابى شان در دارين گردد.

١٥_ پابند به نماز باشد: زن مسلمان بايد که پابند به نماز باشند چراکه نماز ستون دين است ونماز وسيله نزديک شدن به طرف الله است.

١٦_ پرده دار باشد: در همين سورت در آيت ٥٩ آن حکم پرده داده شده است تاکه عزت و عفت آنها نگهدارى شود.

١٧_ وزکاة اداء کنند: اگر صاحب نصاب باشند بايد که ذکاة را ادا کنند چراکه ذکاة برکت وزيادى رادر مال مياورد.

واگر خواهران گرامى در پهلوى خصوصيات زن مسلمان اين سخن هارا ياد بگيرند بسيار مفيد تمام ميشود در باره اخلاق شان ودرتکامل شان کمک ميکند:

١_ علماء و فقها ميگويند که زن بايد نام خود رادر مقابل نامرم نگيرد واگر خود رابه القاب ( زوجه فقير، همشيره شما، ويابنت فلانى )  ياد کند کدام مشکل ندارد. ودر پاسپورت و ويزه… کدام اشکال نيست که اگر نام ذاتى خود راذکر کند.

٢_ اگر زن به آو از بلند در فاميل ويا کدام جاى ديگر سخن ميزند خوب نيست، زن رابى بندوبار وبى مسئوليت و انمود ميکند وبناء زن بايد وقتى که با نامحرم سخن ميزند بايد نرمى در سخن خود ظاهر نکند ووقتى که درخانه سخن ميزند کوشش کند که همسايه ها آو ازش رانشنوند.

٣_ قسمى که اسلام امر ميکند به مردان که وقتى در راه روان بوديد ويا درخانه داخل ميشديد… سلام بکنيد به مرد مقابل تان واين حکم زنان راشامل نيست ، زن بايد که نامحرم را سلام ندهد واگر از قريب قومى اش است بايد در ستر و پرده سلام بدهد وخوب اينست که سلام خود را توسط محرم خود به آنان برساند.

٤_ براى زنان لازم نيست که نان باقى مانده ويا آب باقى ماند خود رابه نامحرم روان کند واگر از کدام مهمان که مرد است زن ميتواند به نيت برکت ويا ضرورت استفاده کند وتعلق به نيت دارد واگر نيت خوب باشد روا  است واگر نيت بد باشد ناروا است.

٥_ زن بايد لباس خود را درآنجانشويد ويا درآنجا نماند که نگاه نامحرم در آنجامى افتد يا به ديدن غير محرم موقع حاصل شود.

٦_ زن بايد موهاى خود رابه نامحرم ظاهر نکند وکمان موى ولاشتک موى خود رادر جاى بگذارد کانامحرم نبيند.

٧_ اگر در دست هاى زن کدام انگشتر ويا طلا ويادر پاى وى کره ميباشد بايد که آنراظاهر نکند چراکه در دل نامحرم از سبب همين عمل خواهش نفسانى تقويت ميشود چنانکه تفسير به همين موضوع اشاره نموده است.

٨_ زن عطر زده از خانه بيرون نشود وهمچنان در مسجد نيز عطر زده نرود. چنانکه ابن کثير قصه ابو هريره (رض) را روايت ميکند که خلص آن اينست که او زن را که عطر زده به مسجد رفته بود برايش گفت که نماز تو قبول نميشود و گفت که من اين سخن را از پيغمبر(ص) شنيده ام. (ابن کثير 287/3)

٩_ زن بايد از آن راه که رفت و آمد مرد ها است تير نشود اگر مجبوريت باشد کدام اشکالى نيست ليکن احتياط لازم است. ودر بين راه  قدم نزنند وخود صحابيات طورى از راه تير ميشدند که لباس شان همراه ديوار راه در تماس ميشد.

١٠_ زن بايد که به غير نامحرم خط نوشته نکند و اگر مسائل دين ميباشد ميتوانند از حضرات مفتى به طريق خط سوال کنند و کدام اشکالى ندارد.

١١_ وخواهران گرامى کوشش کنند که در دفاتر NGO,S وظيفه نگيرند چراکه اکثر وقت همراه نامحرم در تماس ميباشند و اين عمل خود ناروا است وخصوصًا در دفاتر امريکايى ها که آنها پى شهوت رانى از هيچ کس  شرم نمى کنند و اين نجس مردم دختران مقبول لايق ونالايق را نسبت به يک مرد زود در دفتر وظيفه ميدهند وعلت آن براى خود شما معلوم است که چرا؟

وبعضى ها ميگويند که مااز غريبى در اين دفاتر کار ميکنيم و اقتصاد ما ضعيف  است. بايد گفت، وقتيکه غريب شدى اسلام به تو اجازه نمى دهد خود را آله شهوت رانى دشمنان اسلام و مردم بگردان بلکه براى تو علاج غريبى رابيان ميکند، وکسى که ميگويد که ماغريب هستيم و اقتصاد ماضعيف است پس بايد که در قدم اول پاکدامنى را اختيار کنند واز طرف شب سورت الواقعه را تلاوت کنند وانشاء الله تعالى از غربت مى بر آيند. اميد است که خواهران گرامى مابه اين سخن ها عمل کنند و احساس مسئوليت کنند در فاميل و اجتماع.

 

 
   
   

Saturday May 24, 2008

.

علم و فرهنگ

   دینی مرغلری

   شعر و ادب

   صفحه جوانان

   زن و زندگی

   کتاب ها

   مسایل بنیادی مسلمان

   آرشیف

 

اعلا نا ت

 

 

 


 

 
 

.

صفحه عمومی جهان اسلام  | سرمقاله تبصره  |  جوانان  |

Copyright 2007 to 2010

All rights reserved

Built and designed by M. Hamayon Hamad, Sep-2007

Contact: +92 333 9239365, www.hamayonhamad.com